حسن حسن زاده آملى

43

رساله وحدت از ديدگاه عارف و حكيم (فارسى)

و طهارت ظاهريه در بدن نمايان شود و در نفس هم رفته رفته خوى انقياد و ملكه تسليم براى اراده حق متحقق گردد و براى حصول اين مرتبه علم فقه بر طبق طريقه حقه جعفريه كافى و به نحو اكمل عهده دار اين امر است فقه مقدمه تهذيب اخلاق و اخلاق مقدمه توحيد است اما طهارت باطنه : طهارت خيال از اعتقادات فاسد و از تخيلات ردى ، و از جولانش در ميدان آمال و امانى و طهارت ذهن از افكار ردى و از استحضارات غير واقع غير مفيد و طهارت عقل از تقييد به نتائج افكار در آنچه كه اختصاص بمعرفت حق سبحانه و معرفت غرائب علوم و اسرارى كه مصاحب فيض منبسط او بر ممكنات است و طهارت قلب از تقلبى كه تابع تشعب است و تشعب نيز بسبب تعللاتى است كه موجب تشتت عزم و اراده مىگردد و قلب را هم واحد بايد امير ( ع ) فرمود : قلوب العباد الطاهره مواضع نظر الله سبحانه فمن طهر قلبه نظر الله اليه و فى الكافى ( ص 13 ج 2 معرب ) باسناده عن سفيان بن عيينه قال : سالته يعنى ابا عبدالله ( ع ) عن قول الله عز و جل إِلَّا مَنْ أَتَى اللَّهَ بِقَلْبٍ سَلِيمٍ ؟ قال : القلب السليم الذى يلقى ربه و ليس فيه احد سواه و طهارت نفس از اغراضش بلكه از عين خودش كه خميره اميال و امانى و كثرت تشوقات است و طهارت روح از حظوظ شريفه اى كه مرجو از حق تعالى است چون معرفتش و قرب و مشاهدتش و ديگر انواع نعيم روحانى و بقول شيخ در نمط تاسع اشارات در مقامات العارفين : من آثرالعرفان للعرفان فقد قال بالثانى و به اين نظر علم حجاب باشد اين وجه ديگر است در معنى العلم حجاب الله الاكبر ، آرى تو بندگى چو گدايان به شرط مزد مكن * كه خواجه خود صفت بنده برورى داند قال النبى ( ص ) : قال الله تعالى من شغله ذكرى عن مسالتى اعطيته افضل ما اعطى السائلين و طهارت حقيقت انسانيه از عوز و فقدان آنچه كه در جمعيت است ، و از تغير صورت و حقيقت آنچه كه از جانب حق تعالى به دو و اصل مىشود